چرا Ethan Winters بهترین شخصیت رزیدنت ایول است؟
اگر قرار باشد رزیدنت ایول را با چیزی به غیر از زامبیها بشناسیم، آن چیز قطعاً قهرمانان اکشن با موهای بینقص و جملات قصار بهیادماندنی است. اما پس از افتضاح رزیدنت ایول 6، کپکام میدانست که باید مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد. ایتن وینترز «باحال» نیست. او در واقع نقطه مقابل تمام آن چیزهایی است که از یک قهرمان انتظار داریم. با این حال، همین ویژگیها او را به یکی از جذابترین و بهترین شخصیت رزیدنت ایول در تاریخ این مجموعه تبدیل کرده است. ایتن دوستداشتنی است چون خودش است و قطعهای شگفتانگیز از پازلی است که نشان میدهد چگونه رزیدنت ایول 7 و Village توانستند حال و هوای مجموعه را بازتعریف کنند و همزمان قلب آن را زنده نگه دارند. گاهی اوقات، بازی های ترسناک به یک قهرمان اکشن نیاز ندارند؛ آنها فقط به یک «مرد معمولی» نیاز دارند.
قهرمانی که متخصص نیست، فقط یک مرد خانواده است
ایتن یک متخصص آموزشدیده، عضو یک سازمان ضدتروریستی یا حتی یک افسر پلیس نیست؛ او یک مهندس سیستم است. نکته جالب اینجاست که خود بازی هرگز به این موضوع اشاره نمیکند. شاید بهترین راه برای تعریف ایتن وینترز این باشد که او را «شوهرمرد» رزیدنت ایول بنامیم. این یعنی تمام هویت و نیروی محرکه اعمال او به روابطش، بهویژه با همسرش، گره خورده است.
او یک مرد کاملاً معمولی و متوسط است که تصادفاً عاشق زنی شده که روی سلاحهای بیولوژیکی وحشتناک کار میکرده. این ویژگی، طعم کاملاً متفاوتی به او نسبت به امثال لیان، کریس یا جیل میدهد. آن شخصیتها به عنوان اعضای پلیس و سازمانهای دولتی، مدام در موقعیتهای پوچ و نامعقول قرار میگیرند و مهارتهای لازم برای خروج از آنها را دارند. اما ایتن این موقعیتها را «انتخاب» میکند؛ او با اراده، و شاید از روی ناآگاهی، خود را در مکانهایی قرار میدهد تا با چندشآورترین موجوداتی که تا به حال دیدهاید، مبارزه کند.
تلفیق هوشمندانه ژانر اسلشر و داستان رزیدنت ایول
رزیدنت ایول 7 تلاشی برای کشف دوباره ریشههای ترسناک مجموعه بود و بخش بزرگی از این تلاش، پذیرش ژانر اسلشر (Schlock) بود. ایتن وینترز شباهتهای زیادی با نوجوانان فیلم های ترسناک کلاسیک مانند «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» دارد؛ افرادی که اغلب بدترین انتخابهای ممکن را انجام میده دهند. این یک انتخاب طراحی عمدی است که باعث میشود شما سر شخصیت اصلی فریاد بزنید: «چرا این کار را کردی؟»
لایه اضافی در مورد ایتن این است که بخش زیادی از عذاب او توسط عناصر قدیمی این سری نیز تحمیل میشود؛ شخصیتهای شرور و حتی قهرمانانی مانند کریس ردفیلد او را به این منجلاب میکشانند. بنابراین، با ایتن یک ضربه دوگانه دریافت میکنید: یک مرد بیچاره که توسط قهرمانانی که به تلفات جانبی فکر نمیکنند به دنیای بیوتروریسم کشیده شده و سپس خودش هم انتخابهای به شدت cuestionable انجام میدهد.
جذابیت در دیالوگهای ساده و طنز تلخ
چیزی که ایتن را به خصوص درخشان میکند، استفاده کپکام از دو عنصر منحصربهفرد برای ساختن این کهنالگوی کلاسیک ترسناک است: طنز خشک و یک داستان عاشقانه واقعی و خالص.
به ازای هر کنایه هوشمندانهای که لیان به زبان میآورد، ایتن یک جمله ساده و بیروح دارد که باعث میشود تماشاگران یک سالن سینما به طور جمعی ناله کنند. اولین باری که او وارد خانه خانواده بیکر میشود (آشپزخانهای پر از مخلوطهای عجیب، اجساد واقعی و تودههای خون) زیر لب میگوید: «یه مشکلی در این خونه وجود داره.» از این نظر، ایتن قابل درکترین و شاید بهترین شخصیت رزیدنت ایول است، زیرا جوابهای هوشمندانه ندارد؛ او فقط اولین فکری را که به ذهنش میرسد، به زبان میآورد.
نیروی محرکه: عشقی فراتر از ترس
این لحن خشک به طور کامل و عمدی در کنار وحشت بصری و مستقیم این بازیها قرار گرفته است. تغییر به زاویه دید اول شخص و تمرکز بر وحشت بدنی (Body Horror) کاملاً عمدی است، همانطور که دیدن همه اینها از فیلتر ایتن نیز عمدی است. او آن عنصر اضافهای است که ماجراجوییهایش را از بازیهای ترسناک خوب صرف، به بازیهای «رزیدنت ایول» تبدیل میکند.
اساس این شخصیت، تعهد دردناک و ناامیدانهاش به خانوادهاش است. داستان رزیدنت ایول 7 فقط به این دلیل اتفاق میافتد که ایتن پیامی از همسرش که سه سال است مفقود شده، دریافت میکند و تصمیم میگیرد آنقدر او را دوست دارد که بدون اطلاع دادن به هیچ مقامی، در باتلاقهای لوئیزیانا قدم بزند. ایتن بارها و بارها به هر شکل قابل تصوری شکنجه میشود؛ انگشتانش توسط یک گرگینه کنده میشود، توسط غولها مانند یک عروسک پارچهای به اطراف پرتاب میشود و به معنای واقعی کلمه، کل ساعد خود را تنها با مقداری مایع ضدعفونیکننده و البته کپک، دوباره وصل میکند!
تراژدی مردی که فقط یک زندگی معمولی میخواست
همین حس صداقت است که ایتن را با وجود تمام عیبهایش، بسیار دوستداشتنی میکند. او واقعاً فقط میخواهد میا و رز را نجات دهد و واقعاً فقط میخواهد یک زندگی آرام به عنوان یک همسر و پدر داشته باشد. این یک انگیزه ساده و جذاب در برابر مجموعهای است که تا خرخره پر از داستانهای مسخره، انگیزههای غیرقابل درک شخصیتهای شرور و توطئههای شرکتی است.
رزیدنت ایول قبلاً هم عناصر عاشقانه داشته، اما رزیدنت ایول 7 و Village قطعاً شبیه داستانهای عاشقانهای هستند که در بستهبندی ترسناک پیچیده شدهاند. لایه عمیقی از مراقبت بین ایتن و میا وجود دارد و عشق، در نهایت، نیروی محرکه اعمال هر دوی آنهاست. تراژدی ایتن وینترز نیز در همینجا نهفته است؛ معمولیترین مرد این مجموعه، که فقط یک زندگی معمولی میخواهد، در نهایت کسی است که واقعاً به انگلهای عجیب آلوده میشود و قدرتهایی به دست میآورد که نمیتواند کاری با آنها انجام دهد.
این پیچیدگی در داستان و شخصیت، ایتن را به نمادی از همه آن چیزهایی است که رزیدنت ایول برای آن ساخته شده، تبدیل کرده است. او بهترین شخصیت رزیدنت ایول برای نسل جدید این سری است، چرا که به ما نشان میدهد افراد عادی در مواجهه با این کابوس چه سرنوشتی خواهند داشت.




